ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
503
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
ناگزير از قطع آن عضو گرديدم . به هنگام بريدن شريانهاى بزرگ هيچ خون جارى نمىشد بلكه در آنها مادهاى منعقد بود كه آن را تكهتكه مىشد بيرون كشيد . زخم ديگر به تأنى رو به بهبود مىگذاشت ، اما به كلى درمان مىشد . با وجود اين در چند مورد پس از ماهها يا سالها شقاقلوس در دست يا پائى ديگر ظاهر گرديد و باز من ناگزير از قطع آن عضو شدم . بدين ترتيب من اضطرارا در طول هفت سال دو ساق و يك دست مريضى را به كلى قطع كردم و چند انگشت را نيز از دست ديگر او بريدم . حالت عموميش ، و همچنين حالت عمومى ساير كسانى كه من براى درمان اين بيمارى عمل كردم ، هيچ مطلب خاص چشمگيرى نداشت كه من را بتواند به نحوى مطمئن ، به مبدأ و منشأ اين مرض هدايت كند : بيش از همه اين حدس از نظر من محتمل است كه اين بيمارى از مصرف برنج فاسد بوجود مىآيد ، چه جريان مرض شباهت - هائى با عوارض بيماريئى كه از خوردن چاودار ايجاد مىشود ( ارگوتيسم ) نشان مىدهد . زخمها . اين سخت جالب توجه است كه انواع و اقسام زخمها و جراحات بسيار زود و چه خوب در ايران بهبود مىيابد . هيچ نشد كه پس از جراحيهاى متعدد ترميمى كه توسط من انجام شده بود ، پوستى فاسد و شقاقلوسى بشود . حتى شكافهائى كه در مجارى بول براى خارج كردن سنگهاى جاىگير شده ايجاد مىكردم ، در اسرع وقت شفا مىيافت . بسيار بسيار كم بود مواردى كه خونريزى بعدى يا قانقاريا ايجاد گردد و هيچ موردى از باد سرخ قانقاريائى رؤيت نشد . ديگر اينكه اين بهبود سريع فقط منحصر به مناطق خشك جلگههاى مرتفع نيست ، بلكه در ناحيهء مرطوب و باتلاقى ساحل خزر نيز مصداق دارد ؛ همچنين در حرارت روز 28 درجه رئومور ، و چهار درجه رئومور در زمستان بجاى گاز ( باند ) مخصوص پانسمان « 67 » ، كه به آن دسترس نداشتم همواره پنبههاى خام و خشن به كار مىبردم و به اين نتيجه رسيدم كه اين پنبه كاملا جاى گاز را مىگيرد و برعكس آنكه نزد ما شايع است ، به هيچ وجه باعث تحريك زخم نمىشود ، يا آن را تشديد نمىكند . بيهوشى به كمك اتر يا كلروفورم را اغلب بيماران به خوبى تحمل مىكردند و هرچند به كرات به آن متوسل مىشدم هرگز عواقب سوئى در بر نداشت .
--> ( 67 ) . Charpie